قدرمو ندونستند و متحمل ضرر شدند.

تو محل کارم به جای من ۳ نفر استخدام کردن که کارای منو انجام بدن بازم نمیتونن به موقع و درست عمل کنن و همه چیز مرتب باشه.. و مدیرم شخصا یکبار زنگ زد برای فقط یکی از مسئولیت های سابقم پیشنهاد کار مجدد داد.

خوبه.. حالا برید قدر منو بدونید منو کلامم بندازید دیگه اونور نمیام. قیدشونو زدم.. من از اونام که یدفعه میرن‌..

چاوشی_اهنگ طاق ثریا

چاوشی یه جا میگه :

ای سرمه کشیده ، روزو شب مارا

به نظرم ینی ای کسی که با چشمای مشکیت ، روز و شب منو سیاه کردی 🙂🙃 ینی از دست فکرت روزگار ندارم.

البته شاید.. ولی خب.. حسن تعلیله خوبیه‌.. خودم‌ پسندیدمش..

جدیدا زیاد حرف میزنم اینجا و خوشحالم از این بابت‌...

نقاره زنی های اول ربیع الاول حرم امام رضای جان چقدر زیبا بود..

+ ولی من از روزی ک رفتم مشهد ادم سابق نشدم همش هوایی میشم واسه رفتنو شرایط نیست و..

+ انصافا هیچی مث اهنگ غمگین حال ادمو خوب نمیکنه..

+ کاش یکم سلیقه منم قبول داشتی یا مثلا منو با همین اهنگای قدیمی و ناب چاوشی و روزبه بمانی و مسعود صادقلو دوس داشتی و حتی یکم قبول داشتی. اونوقت کنار توام راحته راحت راحت میبودم.

حقیقتا فقط خودم‌میدونم که چقد پرده های حجاب درونی از خودم رو به هزاران زحمت باید کنار بزنم تا کشف کنم واقعا چه چیز هایی خوشحالم میکنه و کشف کنم چیزایی ک روحمو تغذیه میکنه چیه‌...

+راحت بگم..

جونم در میاد بفهمم‌چی واقعا حالمو خوب میکنه..

عجیب ترین قشنگ من.

من وقتی گریه میکنم علاوه بر اینکه بلد نیست ارومم کنه

اعصابشم‌خورد میشه که چرا گریه میکنی

ناراحتم بشه نه ها. اعصابش خورد میشه🤣

+ چه کنم همین ادا هاشم به چشام قشنگ میاد..

همین بلد نبودناشم به چشام قشنگ میاد..

عجیبه..

خب خب ربیع الاول شد و بهبه چه ماه مبارکی. و من خوشحالم :))

خراسان

دلم یه جوریه .. ولی پر از صبوریه...

+ اصلا از روزی که از مشهد اومدم نتونستم فراموش کنم اون حال و هوا و راز و نیاز ها و نشستن توی حرم و قول دادن به خورشید هشتم و ازش قول گرفتنا رو..چقدر امشب دلم مشهد بود..

امشب چقد حرف دارم.. : ] خداروشکر..

سکوت و سفر به درون و مکاشفه های درونی و کشف نیاز های درونی و نقشه کشیدن و برنامه ریزی برای رسیدن به آنچه دلخواه درونمه مث خوراکی ها ، مث طبیعت بکر ، مث رسیدگی به گل و کاشت نعناع؛ مث لباس ؛ مث مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری خواندن ؛ مث مناجات شعبانیه

اینهاس که حال منو همیشه خوب میکنه و همیشه دنبال اینام..

چکاب دادم از بخش HbA1c ازمایشم نگرانم اندکی..انشالله چیزی نیست. قبلش دکتر گفته بود روز قبل ازمایش زیاد کار نکن استراحت داشته باش. برعکس روز قبل ازمایش ک دیروز باشه سبزی گرفتم پاک کردم خشک کردم ، شربت نعناع درست کردم و کلی کار کردم:/

بکاپ و مشهد

باید از مخاطبا و یادداشتاب گوشیم یه پشتیبان‌گیری کنم. دوماه یکبار لازمه.. تنبلیم‌ میاد..

+ دوباره دلم سفر مشهد میخواد. تو فکرشم..

وقتی رفتم‌و کل نیازا و چیزایی ک‌دلم‌میخواستو به خورشید هشتم‌گفتم و برام اون نیاز ها مرتفع شدن ، میل زیادی پیدا کردم‌دوباره برم.. دوباره برم..

+دوباره از محل کارم بهم زنگ زدن که اگه میتونی برگرد سرکارت ، هنوز نتونستیم نیروی کاربلد مثل تو جایگزین کنیم و در عذابن.. دیگه کلامم بندازن برنمیگردم اونجا.. دیگه کلامم بندازن دانشگاه نمیرم.. بس ک عذابم‌دادن تو این دوجا..

شربت نعناع درست کردم خیلی دوستش میدارم..

به زودی بوته نعناع هم میخرم و تو گلدون دوباره پرورشش رو شروع میکنم تا وقتی شربت نعناع درست میکنم از برگ تازه بچینم بریزم تو لیوان🌱🌸💕

+ عشق زیست شناسی ، و کشاورزی و تنهایی تو خونم میجوشه از یه چشمه ی درونی❤ این‌چشمه رو خیلی دوس دارم

ماجرای تعمیر ساعت  خرید لاستیک

همیشه برنامه میچینم طبق برنامم کارامو میچینم و حالم خیلی خوبه اینطوری..خیلی مصمم ام و قاطع و هرچی اراده کنم به لطف خدا میاد تو مشتم..

اما برنامه هایی ک برا کارای خونه میچینم بخشی وابسته به اوشونه ک تنبله و پشت گوش میندازه و الان رنجورم از این بابت. خیلی رنجور. خیلی. -_- :( رنجوره سردرد گرفته.

4K

اینجا اخرته ارامش شده برام.. چون اینجا از خودم حرف میرنم...

اینستا بسیار دیوانه کنندست ها.. امروز مجبور شدم برم اینستا ، اصلا حالم بهم خورد‌ دگرگون شدم ناامید شدم عذاب کشیدم.

+ من دیگه حوصله حرفای ادمارم خیلی ندارم..

+ عاشق شبکه فورکی و طبیعت بکر ایرانم..

+ خوبه تو تنهایی خدارو دارم..

باقالی قاتق

هیچوقت فکر نمیکردم تو زندگیم یه روز باقالی قاتق درست کنم :) چون از اسمشم حتی خوشم نمیومد..

ولی امروز بخاطر اون که این غذارو خیلی خاطرش و میخواد درس کردم :) کیف میکرد و خوشحال بود ک همسرش تونسته غذای مورد علاقشو بپزه..

+ نمیدونم.. کم کم دارم تغییر میکنم... کم کم دارم حرفامو میزنم... کم کم دارم چیزایی ک توقع دارمو بهش میگمو میخوام..

اربعین تهران چه خبره❤ از میدان امام حسین (ع) تا حرم عبدالعظیم..

دیدنی.. چه شوری برپاست.. امسال قسمت نشد.. یاد پارسال بخیر.

خب علننا سر زود جوش اوردنش ، فشار خونم رفته بالا

زده به سرم ، ولی خودمو نگهداشتم کار بی منطق نکنم‌ .

+ باید کار سازنده کرد..

+ موهام سفید شد تو مسیر این عشق ینی..

شکر بابت این کشف جدیدم :))

خب امشب فهمیدم نون مورد علاقم از بربری به تافتون تغییر پیدا کرده.

ینی مدتیه این اتفاق افتاده.. تازه امشب برای خودم علنی شد و در این مهم هم به خودشناسی رسیدم. :) حس خفنیه کشف علاقه های درونی..

+از وقتی سرکار نمیرم و دانشگاهم تموم شده اینطوری مکاشفه های درونیم اغاز شده چیزی ک عمیقا حالمو خوب میکنه همینه.. شکر و هزاران مرتبه شکر :)

و اینکه لباس انسان رو نباید انگشت نما کنه..جامه ی مناسب بپوشیم:)

پیامبر مهربانمان حضرت محمد(ص) می فرمایند که جامه های سفید بپوشید که از بهترین جامه های شمایند.مردگان خود را نیز در پارچه سفید کفن کنید.

+ من وقتی خیلی شاد باشم میل شدید به رنگ سفید پوشیدن پیدا میکنم:) غالبا لباس رنگ روشن بسیار میپسندم‌ . زرد و سفید و آبی روشن قالبا تم رنگی لباس هامن..

+ به حرمت امام حسین علیه السلام فعلا لباس ِخیلی روشن نمیپوشم تا ماه صفر هم تموم شه

+ همیشه ام یک رسمی دارم.. در شب ضربت حضرت علی علیه السلام ؛ قطعا رنگ مشکی تن میکنم. :) این قانونمه.. عهدیه ک با خودم‌دارم.

رگ خواب این دل، تو دست تو بوده..

+ از وقتی سرکار نمیرم و خودمو بیشتر دارم پیدا میکنم ، بیشتر باهمدیگه دعوا میکنیم..چون خواسته هامو تونستم برا خودم واضح و روشن کنم و مطالبه کنم.. حالم بهتره..این دعواهارم میپسندم چون در پی مطالبه های سازندمه و خوشحالم..

+ همش فکر و ذکرمه ک اون کمتر درد بکشه.. کمتر سختی بکشه... کمتر آسیب ببینه...کاش دل به دلم بده و به برنامه ریزی‌هام‌گوش بده..

کلیک

ما رفتیم مشهد.. پیش بابای رئوف. اسم‌هرکیو تو حرم اوردم امام‌رضا بهش یه پیش کشی عطا کرد یا نیازی خواسته ی قلبی ای ازش روا کرد..

+ باورم نمیشد.. با یه حسی رفته بودم مشهد اول.. برای گشت و تفریح.. برای زیارت و واسطه کردن امام رضا واسه نیازهام‌پیش خدا.

فک نمیکردم خیلیاش براورده بشه..

مهم‌ترین خواستم راحت فارغ التحصیل شدنم بود..که براورده شد.

الف ماشین عوض کرد.. میم شغل بهتری پیدا کرد.. "ح" زائر کربلا شد..

کارت عابربانکم پیدا شد:) و..

امروز حلیم درست کردم فقط بخاطر خودم.:) چون دلم میخواست.. چون لعنت به همه شبها و روزهایی ک مثل زنبور عسل کار میکردم:/ و درس میخوندم و وقت نداشتم یه ثانیه از خودم بپرسم روح ، چیزی هست دلت بخواد دختر؟

چه غذایی برات بپزم ک خوشت بیاد روح؟

چه لباسی نیاز داری و علاقه داری بپوشی؟ تو تشنه ی لباسای رسمی ای.. یه دست لباس رسمی میخوای بزنیم به بدن یا نه؟

+ دوس داری بریم طبیعت یا بازارگردی ؟

+ دوس داری بریم‌ امامزاده قشنگ شهر؟

+دوس داری پاتوق جمعه صبح هات رو بچینم بری گلزار شهدای بهشت زهرا دعای ندبه بخونی ، با خوبا هم صدا شی..؟

+ من بگردم برای تنهاییت دختر.. بگردم ک نمیتونستی انقد پشت خودت باشی... بگردم ک نمیدونستی چی دلت میخواد چی نمیخواد... بگردم که تازه داری بلند میشی..❤